على محمدى

13

شرح اصول استنباط ( فارسى )

كلمه استعمال شده منتها اعطاء كل شئ بحسبه يعنى مفهوم اعطاء يك مفهوم كلّى است ولى بر حسب موارد فرق مىكند زيرا كه اعطاء كل شئ بحسبه ( كما اينكه مفهوم زكات يك مفهوم كلى است و لكل شئ زكات ولى زكات كل شئ بحسبه ، زكات المال امرى است و زكات البدن امر ديگر و زكات العلم و . . . ) فى المثل اگر اعطاء در امر مالى به كار رود و بگوئيم اعطى فلان ماله بعبده به معناى تسليم المال الى العبد است و يا اگر تسليم كرده بود به معناى تسليط العبد على المال است . و اگر در مورد علم كه يك امر معنوى است به كار رود مثلا بگوئيم : اعطى فلان علمه بفلان به معناى تعليم است و اگر در مورد كتاب به كار رود و بگوئيم اعطى اللّه كتاب التورات بموسى به معناى تعليم الكتاب و يا وحى كتاب آسمانى به آن پيامبر عظيم الشأن است و در قرآن در رابطه با عيسى بن مريم در سورهء مريم مىخوانيم : « قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ » اى اعطانى اى علمنى الكتاب ( انجيل ) او اوحى الّى الكتاب . و اگر در مورد تكليف به كار رود يعنى بگوئيم اعطى اللّه تعالى التكليف لكل نفس به معناى تبليغ آن به بندگان و وصول آن بر نفوس مكلفين است كه معناى مورد نظر همين است . كه « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها » اى اعطاها و ضمير اعطاها به نفس برمىگردد يعنى ملاك اعطاء و وصول به خود آن نفس است تا بالفعل مكلف باشد و مجرّد وصول الى النبى كافى نيست ، چون با ظاهر آيه نمىسازد . ظاهر آيه كه با ضمير مؤنث آمده و به نفس برمىگردد مراد نفوس عباد است نه مجرّد نفس نبى آنگاه وقتى معناى آيه در ما نحن فيه كه سخن از تكليف نفوس است اين شد كه تكليفى نيست مگر اعطائى و تبليغى و وصولى باشد پس مىگوئيم : اگر